گنج

غزل شمارهٔ ۱۸۶۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: وکجاست۷ بیت
رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟ابرتری که تازه شود جان ازو کجاست؟
تا چون حریم کعبه بگردم به گرد اویارب درین جهان دل بی آرزو کجاست؟
از تهمت است پیرهن ماه مصر چاکدامان عصمتی که ندارد رفو کجاست؟
هر چند صیقلی کند آیینه روی خویشآن جوهری که با تو شود روبرو کجاست؟
چون طوطیان ز من نکشد آبگینه حرفجز عکس خود مرا طرف گفتگو کجاست؟
آبی جز آب تیغ که از چشم شور خلقلب تشنه را گره نشود در گلو کجاست؟
صائب ز بس که بر سر هم ریخته است دلره شانه را به کاکل آن فتنه جو کجاست؟