گنج

غزل شمارهٔ ۱۷۲۸

حریم میکده پر جوش از خروش من استشراب تلخ گوارا ز نوش نوش من است
شراب من چه عجب خشت اگر ز خم برداشتکه سقف میکده ها را خطر ز جوش من است
مشو ز بلبل آتش نوای من غافلکه جوش خون گل و لاله از خروش من است
به خون چو لاله کشد صد هزار پرده گوشترانه ای که نهان در لب خموش من است
به آه سرد بود زندگی مرا چون صبحاگر به خواب روم این علم به دوش من است
ازان گلی که ازین باغ بیخبر چیدمهنوز نوحه مرغ چمن به گوش من است
ز گوشه گیری خال لب تو معلوم استکه آن بلای سیه در کمین هوش من است
هزار ناله بی پرده در جگر دارمترحم است بر آن کس که پرده پوش من است
اگر چه هست گران، ظرفهای پر صائبسبو ز می چو تهی شد گران به دوش من است