غزل شمارهٔ ۱۶۹۳
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابخوشاست۷ بیت
به هر کجا نبود حسن، آفتاب خوش استز روی هر چه توان داد چشم آب خوش است
ز ماه خانگی آن را که خانه روشن نیستجلای دیده ز گلگشت ماهتاب خوش است
جواب خشک ازان لعل آبدار مرابه گوش تشنه لبان چون صدای آب خوش است
اگر ز دامن زلف است دست ما کوتاهبه یاد او دل شب مشق پیچ و تاب خوش است
سفینه از مدد بادبان رسد به کناربه روی کشتی می جلوه حباب خوش است
بود زکات تمامی به ناقصان احسانبه ماه پهلو دادن ز آفتاب خوش است
من آن نیم که شوم خرج آب و گل صائبمرا چو گنج گهر با دل خراب خوش است