غزل شمارهٔ ۱۴۶۸
معنی از لفظ سبکروح فلک پروازستلفظ پرداخته بال وپر این شهبازست
عشق بالاتر از آن است که در وصف آیدچرخ کبکی است که در پنجه این شهبازست
خامشی پرده اسرار حقیقت نشودمشک هر چند که در پرده بود غمازست
می توان خط برون نامده را خواند چو آببس که آیینه رخسار تو خوش پردازست
خط مشکین تو در دایره سبزخطانچون شب قدر ز شبهای دگر ممتازست
خار را قرب گل از خوی بد خود نرهاندهر که ناساز بود، در همه جا ناسازست
مکش از بیخبری گردن دعوی چون شمعکه گریبان قبای تو دهان گازست
قدم سعی تو در دامن تن پیچیده استورنه افلاک ترا اطلس پای اندازست
عشق کوتاه کند زمزمه دعوی راخانمان سوختگی سرمه این آوازست
پیش جمعی که شناسند خطا را ز صوابفکر صائب ز خیالات دگر ممتازست