غزل شمارهٔ ۱۱۳۹
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انکردهاست۶ بیت
تا که را قسمت شهید سنگ طفلان کرده است؟بید مجنون گیسوی ماتم پریشان کرده است
گردن ما در کمند جوهر آیینه نیستساده لوحی طوطی ما را سخندان کرده است
می تواند کوکب ما را خرید از سوختنآن که بر خال تو آتش را گلستان کرده است
حسن دارد شیوه های دلفریب از عشق یادچشم مجنون، چشم آهو را سخندان کرده است
می کشد هر دم برون زور جنون از خانه اعشق در پیری مرا همسنگ طفلان کرده است
خامه صائب ز بس شیرین زبانی پیشه کردسرمه زار اصفهان را شکرستان کرده است