غزل شمارهٔ ۶۲۳
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یزمیکنی۵ بیت
دیدار مینمایی و پرهیز میکنیبازار خویش و آتش ما تیز میکنی
گر خون دل خوری فرح افزای میخوریور قصد جان کنی طرب انگیز میکنی
بر تلخ عیشی من اگر خنده آیدتشاید، که خنده شکرآمیز میکنی
حیران دست و دشنه زیبات ماندهامکآهنگ خون من چه دلاویز میکنی
سعدی گلت شکفت همانا که صبحدمفریاد بلبلان سحرخیز میکنی