گنج

غزل شمارهٔ ۲۹

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیه: یبت۱۰ بیت
متناسبند و موزون حرکات دلفریبتمتوجه است با ما سخنان بی‌حسیبت
چو نمی‌توان صبوری ستمت کشم ضروریمگر آدمی نباشد که برنجد از عتیبت
اگرم تو خصم باشی نروم ز پیش تیرتوگرم تو سیل باشی نگریزم از نشیبت
به قیاس در نگنجی و به وصف در نیاییمتحیرم در اوصاف جمال و روی و زیبت
اگرم برآورد بخت به تخت پادشاهینه چنان که بنده باشم همه عمر در رکیبت
عجب از کسی در این شهر که پارسا بماندمگر او ندیده باشد رخ پارسافریبت
تو برون خبر نداری که چه می‌رود ز عشقتبه درآی اگر نه آتش بزنیم در حجیبت
تو درخت خوب‌منظر همه میوه‌ای ولیکنچه کنم به دست کوته که نمی‌رسد به سیبت
تو شبی در انتظاری ننشسته‌ای چه دانیکه چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت
تو خود ای شب جدایی چه شبی بدین درازیبگذر که جان سعدی بگداخت از نهیبت