گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انمیباشد۹ بیت
تو را خود یک زمان با ما سر صحرا نمی‌باشدچو شمست خاطر رفتن به جز تنها نمی‌باشد
دو چشم از ناز در پیشت فراغ از حال درویشتمگر کز خوبی خویشت نگه در ما نمی‌باشد
ملک یا چشمه نوری پری یا لعبت حوریکه بر گلبن گل سوری چنین زیبا نمی‌باشد
پری‌رویی و مه‌پیکر سمن‌بویی و سیمین‌برعجب کز حسن رویت در جهان غوغا نمی‌باشد
چو نتوان ساخت بی رویت، بباید ساخت با خویتکه ما را از سر کویت سر دروا نمی‌باشد
مرو هر سوی و هر جاگه که مسکینان نیند آگهنمی‌بیند کست ناگه که او شیدا نمی‌باشد
جهانی در پی‌ات مفتون به جای آب گریان خونعجب می‌دارم از هامون که چون دریا نمی‌باشد
همه شب می‌پزم سودا به بوی وعده فرداشب سودای سعدی را مگر فردا نمی‌باشد
چرا بر خاک این منزل نگریم تا بگیرد گِلولیکن با تو آهن‌دل دمم گیرا نمی‌باشد