بخش ۱۹ - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنها
نکوکار مردم نباشد بدشنورزد کسی بد که نیک افتدش
شر انگیز هم بر سر شر شودچو کژدم که با خانه کمتر شود
اگر نفع کس در نهاد تو نیستچنین گوهر و سنگ خارا یکی است
غلط گفتم ای یار شایسته خویکه نفع است در آهن و سنگ و روی
چنین آدمی مرده به ننگ راکه بر وی فضیلت بود سنگ را
نه هر آدمی زاده از دد به استکه دد ز آدمی زادهٔ بد به است
به است از دد انسان صاحب خردنه انسان که در مردم افتد چو دد
چو انسان نداند به جز خورد و خوابکدامش فضیلت بود بر دواب؟
سوار نگون بخت بی راهروپیاده برد ز او به رفتن گرو
کسی دانهٔ نیکمردی نکاشتکز او خرمن کام دل برنداشت
نه هرگز شنیدیم در عمر خویشکه بدمرد را نیکی آمد به پیش