غزل شمارهٔ ۹۱
نگاهی دیدم از چشم سیاهیکه کوه صبر پیشش بود کاهی
اگر برقع براندازی ز رخسارکرشمه گیرد از مه تا به ماهی
بهارم را تماشا کن نگاراسرشگم ارغوان و چهره کاهی
اگر یک ذره زو تابد بر آفاقکند هر ذره را خورشید و ماهی
همی خواهم که آن نامهربان رابلا گردان شوم خواهی نخواهی
به سر تا چند گردانی رضی راالهی من سرت گردم الهی