گنج

غزل شمارهٔ ۵۴

جز در عشق بهر در که شدم خوار شدمخار بودم همه از عشق تو گلزار شدم
داشتم تا خبر از خویش نبودم خبریتا شدم مست می عشق تو هشیار شدم
حرف ما گوش نمیکرد چه گفتیم رضیکو همه گوش شد و من همه گفتار شدم