گنج

شمارهٔ ۹

۷ بیت
جفاکاری، چه می دانی تو یاراطریق مهر را، رسم وفا را
نمودی ترک من از الفت غیرنگه کن جور را، بنگر جفا را
که با بیگانه کردی آشناییز خود بیگانه کردی آشنا را
به درد و داغ هجران مبتلا بادبه هجران مبتلا کرد آن که ما را
به آن داغی که مرهم را نداندبه آن دردی که نشناسد دوا را
نباشد درد یاران گر نباشدبه بزمش ره رفیق بینوا را
به نزد خواجه نبود بنده را راهبه بزم شه نباشد ره گدا را