گنج

شمارهٔ ۵۷

۷ بیت
نه روی گل چو روی دل آرای دلبر استنه قد سرو چو قد رعنای دلبر است
عشرت در آن سر است که دلبر بود در آندولت بر آن سر است که بر پای دلبر است
سودای دلبر از سر من کی رود چنینکاندر دلم همیشه تمنای دلبر است
تا جای دلبر است دلم خرمست و شادای شاد آن دلی که در آن جای دلبر است
در خلد اگر رود نگشاید به حور چشمآن را که دیده محو تماشای دلبر است
بس کوته است جامه ی خوبی به قد سرواین خوب جامه راست به بالای دلبر است
از جام دیگران می عشرت مجو رفیقکاین باده ی نشاط به مینای دلبر است