گنج

شمارهٔ ۴۸

۷ بیت
تو گر خون ریزیم ممنونم ای دوستمگو تا غیر ریزد خونم ای دوست
مرا هم بر سر کویت سگی دانمکن از کوی خود بیرونم ای دوست
به حسن از لیلی افزونی تو و منبه عشق افزون تر از مجنونم ای دوست
شود هر روز افزون تر به عشقتغم آن حسن روزافزونم ای دوست
تو تا از لطف با من مهربانیچه غم از کینه ی گردونم ای دوست
مده جام می گلگون به دستمکه مست آن لب می گونم ای دوست
چه می گوئی رفیق از هجر چونیچه می گویم ز هجرت چونم ای دوست