گنج

شمارهٔ ۳۵

۷ بیت
مرا تا جان بجسم ناتوان استغم و درد توأم در جسم و جان است
ز لیلی نام و از مجنون نشانیستز تو تا نام و از من تا نشان است
مدامم امتحان کردی و بازتگمان بد بمن ای بدگمان است
چنان در دیده ام گل بی تو خار استکه پندارم نه گل نه گلستان است
چه غم از کینه ی دوران کسی راکه او را چون تو ماه مهربان است
صبوری چون بود آن را که بی توبه در تن تاب و نه در دل توان است
رفیق از جور و لطف اوست ما رابه این دلخوش اگر این نیست، آن است