شمارهٔ ۳۱۰
جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمیدانینمیدانم چرا رسم و ره یاری نمیدانی
چو میبینی مرا با آنکه یقین حالمتغافل میکنی زان سان که پنداری نمیدانی
به این شادی که میدانی طریق دلبری اماچه سود از دلبری چون رسم دلداری نمیدانی
غم خود با تو گفتم تا تو غمخوارم شوی لیکننخوردی چون غمی هرگز تو غمخواری نمیدانی
جفاکاری بسی میدانی ای جان رفیق اماجفاکارا چه حاصل چون وفاداری نمیدانی