شمارهٔ ۳۱۱
جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه میدانی؟طریق یاری، آیین وفاداری چه میدانی؟
به یاری دل ندادی هرگز از نامهربانیهاطریق مهربانی شیوهٔ یاری چه میدانی؟
نه در قیدی اسیری و نه در دامی گرفتاریغم و درد اسیری و گرفتاری چه میدانی؟
ز کس نام وفا ای بیوفا هرگز چو نشنیدیچه میدانی وفاداری؟ وفاداری چه میدانی؟
من از درد تو رنجورم، من از داغ تو بیمارمتو رنجوری چه میفهمی؟ تو بیماری چه میدانی؟
به مهد ناز شبها کاینچنین آسوده در خوابیبلا و محنت شبها و بیداری چه میدانی؟
رفیق از جور جانان گر به زاری میسپاری جانز جانان دوری از دلدار بیزاری چه میدانی؟