گنج

شمارهٔ ۳۰۴

۷ بیت
از آن در سینه از من کینه داریکه مهر دیگری در سینه داری
ز غیر من نمی دانم چه دیدیکه با او مهر و با من کینه داری
اگر نه عاشق رخسار خویشیچرا دایم به کف آیینه داری
غم دیرین خورم تا چند ساقیبیاور گر می دیرینه داری
بده می شنبه و آدینه تا چندحساب شنبه و آدینه داری
چه حاصل گر نداری نقد عرفانز گوهر گر دوصد گنجینه داری
رفیق آخر روی عریان ز عالماگر اطلس اگر پشمینه داری