گنج

شمارهٔ ۲۰۳

۸ بیت
ای کرده جوانی تو پیرممپسند که از غمت بمیرم
گر کار به جان رسد دل از جانبرگیرم و از تو برنگیرم
تا طور تو گشت دلپسندمتا طرز تو گشت دلپذیرم
جز ذکر تو نیست بر زبانمجز فکر تو نیست در ضمیرم
هر روز ز جان و هر شب از دلبی روی تو ای مه منیرم
تا کی به ملک رسد خروشمتا کی به فلک رسد نفیرم
ابروی تو می کشد به تیغممژگان تو می زند به تیرم
گوید کشمت به تیغ اماترسم بکشد رفیق دیرم