گنج

شمارهٔ ۲۰

۷ بیت
ای به زیبائی رخت چون آفتابخورد از رشک رخت خون آفتاب
آفتابت چون توان گفتن که هستذره ای زین حسن بی چون آفتاب
پیش ازین بودی به خوبی رشک ماهرشک دارد بر تو اکنون آفتاب
تا شبیه آفتابت گفت عقلگشت ازین تشبیه، مجنون آفتاب
داشت حسنی چون تو دلبر ماه اگرداشت حسن روزافزون آفتاب
جای آن بودی که بهر دیدنتبی رفیق آید ز گردون آفتاب
داشتی وصف تو بر لب چون رفیقداشتی گر طبع موزون آفتاب