شمارهٔ ۱۹۹
پاک و پاکیزه است اصل گوهرمخاکم از خلد است و آب از کوثرم
روضهٔ رضوان و آب سلسبیلنیست از میخانه و می خوشترم
ساغر و مینا اگر خالی شوداز می ناب و شراب احمرم
می شود خون دل و خوناب چشمباده ی مینا شراب ساغرم
من که بودم شاد با وی روز وصلبود زیر پر جهان سر تا سرم
مانده در دام غم هجران کنونطایر بی بال و مرغ بی پرم
بعد عمری کان جفاجو یار دادجای در سلک سگان آن درم
ز سگان کوی او در کوی اواز وفا بیشم به عزت کمترم
گرچه رفت و شد نهان از من رفیقنه شد از یاد و نه رفت از خاطرم