گنج

شمارهٔ ۱۹۳

۹ بیت
آمدی رفتی از برم غافلصبر و هوشم ربودی از سر و دل
ای گل از عارض تو گشته خجلسرو پیش قد تو پا در گل
ای به رخ رشک لعبتان ختاای به قد غیرت بتان چگل
دلبر دیر صلح زود عتابمه نامهربان مهر گسل
کردی از لطف و جور روشن و تارغیر را مجلس و مرا محفل
گلخن و گلشن از تو غیر و مراشب و روز است مسکن و منزل
بی تو و با تو تا کی و تا چندمن دل افگار و مدعی خوشدل
بی من ای یار کار تو آسانبی تو ای دوست کار من مشکل
بی تو از دیگران ملول رفیقتو به رغمش به دیگران مایل