گنج

شمارهٔ ۱۸۶

۱۱ بیت
ای دلبر نازنین شمائلای دل به شمائل تو مائل
ای کوی تو کعبه ی طوائفای روی تو قبله ی قبائل
ای داغ غم تو همچو تعویذدر گردن جان و دل حمائل
ای شهد محبت تو هالکای راه مودت تو هائل
چهرت نبود ز دیده غایبمهرت نشود ز سینه زائل
گو باش هزار بحر مانعگو باش هزار کوه حائل
با وصف تو در اواخر حسنزشت است فسانه ی اوائل
ناکامی ما و کام اغیاربر عشق و هوس بود دلائل
از کوی خودم مران که کفر استدر کیش کریم رد سائل
گر پیش تو دوستی گناه استمن معترفم به جرم و قائل
بر هر که رفیق این غزل خواندگفتا لله در قائل