گنج

شمارهٔ ۱۵

۵ بیت
از بهر یار دیده به کار است بس مراچشم از برای دیدن یار است بس مرا
زین نقشهای نغز در آینده در خیالنقشی که بست نقش نگار است، بس مرا
گردی ز کوی یار بیار ای نسیم صبحکان توتیای دیده ی تار است بس مرا
آن غرقه ی محیط ملالم که تا ابددر خاطر آنچه نقش کنار است بس مرا
از درد و داغ آنچه بگوئی رفیق هستچیزی که نیست صبر و قرار است بس مرا