گنج

شمارهٔ ۱۴۳

۷ بیت
نمی‌گویم ترا مهر و وفا اصلا نمی‌باشدبرای غیر می‌باشد برای ما نمی‌باشد
به بزم چون تو شاهی نیست جا چون من گدایی راگدایان را بلی در بزم شاهان جا نمی‌باشد
بده بوسی و بستان نقد جان می باش گو ارزانکه در داد و ستد زین نقدتر سودا نمی‌باشد
گرم صد بار سوزی باز بر گرد سرت گردمکه از پر سوختن پروانه را پروا نمی‌باشد
به سان جادهٔ طول امل در عشق مه‌روییرهی در پیش دارم کان سرش پیدا نمی‌باشد
به امید وفا عمری جفا دیدم غلط کردمگمان کردم که می‌باشد وفا اما نمی‌باشد
دمی بنشین به بالین رفیق اکنون که این مسکیناگر امروز باشد تا به شب فردا نمی‌باشد