گنج

شمارهٔ ۱۳۶

۷ بیت
آنکه ما را شیوهٔ تعلیم جز یاری ندادشیوهٔ یاری ترا تعلیم، پنداری نداد
داد درس دلبری بی مهر استادت ولیبی مروت هرگزت تعلیم دلداری نداد
آنکه دادت این همه خوبی چه بد دید از جفاکاین همه خوبی ترا داد و وفاداری نداد
جور کن کز بازوی پرزور و طبع پرغرورایزدت بهر چه اسباب جفاکاری نداد
از وفا زین بی وفایان کس وفاداری ندیدورنه چون من هیچ کس داد جفاکاری نداد
کشت بخت من نگشت از گریه خرم گرچه آبکشته ای را اینقدر آب ابر آزاری نداد
وصل او یک شب به خوابم دست داد اما رفیقحاصل آن خواب عمری غیر بیداری نداد