شمارهٔ ۱۱۰
عاشق یاری جفا بسیار میباید کشیدجور اغیار و جفای یار میباید کشید
تا میسر گرددت روزی مگر دیدار دوستروزگاری حسرت دیدار مییابد کشید
زحمت اغیار میباید کشید از بهر یارطالب گل را جفای خار میباید کشید
عاشقان را از برای عزت کم از حبیباز رقیبان خواری بسیار میباید کشید
هر زمان بر چهره، خون دیده میباید فشاندهردم از دل نالههای زار میباید کشید
قصه عشق و جنون خوش نیست در خلوت رفیقرخت خود را بر سر بازار میباید کشید