گنج

شمارهٔ ۱۰۲

۶ بیت
نه مهر، خوبی روی ترا نه مه داردخدا ز چشم بدت ای پسر نگه دارد
ترا ز ده نگذشته است سال و مهر رختهزار طعنه به ماه چهارده دارد
کجا روم چکنم حال دل کرا گویمنه رند میکده نه شیخ خانقه دارد
نیاز و عجز من ناتوان چه خواهد کردباین غرور که آن ترک کج کله دارد
بطرف رخ منه آن زلف را چنین زنهارکه روز روشن عشاق را سیه دارد
بود به کیش تو گر دوستی گناه رفیقیقین که از همه کس بیشتر گنه دارد