غزل شمارهٔ ۷۵
ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماستدرویش جهانیم و هما در قفس ماست
آن زهر پرستی که بود در شکرستانبیگانه ز خاییدن شکر مگس ماست
آن کعبه روانیم که در بادیه ی رازخاموشی جاوید فغان جرس ماست
از لذت امید تماشای تو مردندر باغ تمنا ثمر پیش رس ماست
مرغان اجابت همه بریان و کبابنددر باغ دعایی که نسیمش نفس ماست
عرفی کس ما هر که بود حیله فروش استدر بی کسی آویز که بی گفت کس ماست