غزل شمارهٔ ۶۰
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اغمنغلطاست۷ بیت
برو مسیح که فکر فراغ من غلط استغلط مکن که علاج دماغ من غلط است
نشان پای من آوارگی بجست، نیافتبه دشت گم شدگی ها سراغ من غلط است
ز استخوان همای باغ دوست معمور استترانه ی گله آلود زاغ من غلط است
نه عندلیب چمن زارم، از بهشت مگوز گلخن آمده ام ، کشت باغ من غلط است
کنون که لذت الماس از نمک رو تافتکرشمه سنجی مرهم به داغ من غلط است
حلاوتی که توان یافتن به خون جگرشکستن هوسش در دماغ من غلط است
متاز بر اثر نور وغظ من، عرفیکه پیروی به فروغ چراغ من غلط است