غزل شمارهٔ ۵۹
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اندرپیشاست۵ بیت
شب عشاق ز روز دگران در پیش استمرگ این طایفه، بسیار، ز جان در پیش است
من همان روز که جولان تو دیدم گفتمکه فراموشی ام ز دست و عنان در پیش است
چه غم از پرده دری های نمیم است مراکه بر انداختن نام و نشان در پیش است
برو ای عقل منه منطق و حکمت پیشمکه مرا نسخه ی غم های فلان در پیش است
رفت عرفی ز پی عقل و به جایی نرسیدگرچه صد مرحله ی کون و مکان در پیش است