گنج

غزل شمارهٔ ۵۶۲

قافیه: ربکشی۷ بیت
چندم ای نالهٔ سحر بکُشیهر دم از آتش دگر بکُشی
دَرِ این دودگه دلا در بندچندم از آه بی اثر بکُشی
این که پروانگی کنم، ترسمکاتشم را به بال و پر بکُشی
نامه ام سنگ را بگریاندای فلک مرغ نامه بر بکُشی
کُشتی از غمزه اهل عالم رابعد از این غمزه را مگر بکُشی
تا کنم چون چراغ شام بلازنده سازی و در سحر بکُشی
چون کسی اهل درد، عرفی راچشم دارم که بیشر بکُشی