غزل شمارهٔ ۵۶
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: رداتشاست۴ بیت
عهد حسنش روزگار دستبرد آتش استصاف آتش حسن او خورشیدبرد آتش است
خان و نان عالمی از آتش حسنش بسوختدر شمار خانه سوز روزبرد آتش است
بستگان عشق را بی دل برد آب حیاتاین متاع آماده بهر دست برد آتش است
عرفی اندر عشق اگر ناقص بود افسرده نیستصید عشق ار خام باشد نیم خورد آتش است