گنج

غزل شمارهٔ ۵۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اناتشاست۸ بیت
تا روی دل فروز تو بستان آتش استدل نغمه سنج گلستان آتش است
یارب چه آتشی تو که چندین هزار داغاز شعله ی جمال تو در جان آتش است
گر مست حیرتیم ز روی تو دور نیستآتش پرست واله و حیران آتش است
افسرده را نصیب نباشد دل کبابآن یابد این نواله که مهمان آتش است
ای طائر بهشت ز باغ دلم حذرکاین لاله زار داغ گلستان آتش است
خون شهید عشق جهان را فرو گرفتکشتی مساز نوح که طوفان آتش است
مستم به محفلی که در او آتش جحیمته جرعه ای ز ساغر مستان آتش است
افتاد دامن دل عرفی به دست عشقیعنی که دست شعله به دامان آتش است