غزل شمارهٔ ۵۳۲
میان دعا بر دل شب مزنز لب ناله برچین و یا رب مزن
مزن لاف اسلام، اگر می زنیچو ملزم بر آنی به مشرب مزن
به جولان خود هم مزن خنده ایهمین گو ز بالای اشهب مزن
پی حسنت الوانت این مست گلکه در خون سرشتی به قالب مزن
به شمشیر ترک طلب کشته شوشبیخون فرصت به مطلب مزن
شبیخون زند غم به عرفی، بگوکه بانگ هزیمت به مرکب مزن