گنج

غزل شمارهٔ ۵۳۳

قافیه: انتازهگردان۸ بیت
ز خونم روی میدان تازه گردانتمنای شهیدان تازه گردان
ز دل یک لخت دارم نیم خوردهجگر بریان کن و خوان تازه گردان
به عالم وقتی آسان مردنی بودبه بالینم بیا وان تازه گردان
اگر توفان نوحی خواهی از خونکهن ریشم به مژگان تازه گردان
برقص ای نیم بسمل صید، در دلشکستن های مژگان تازه گردان
ز چاک جامه گر دل می گشایدشکر خند گریبان تازه گردان
دلا در خون سرشتی خاکم، اکنونکهن دیوار ایمان تازه گردان
ز میدان رو متاب، از شیر مردیمرو، نام شهیدان تازه گردان