گنج

غزل شمارهٔ ۵۲۶

قافیه: انایدگران۷ بیت
نام حسنت چون برم، بر آسمان آید گرانگر به گل بادی وزد بر باغبان آید گران
شهسوار حسن را، سر، مست باید بود، لیکنی چنان مستی که در دستش عنان آید گران
دست بر دل مانده از درد خردمندی بسیآن که بر دست و دلش رطل گران آید گران
بی گناهی بین که ان بدخو به قصد کشتنمچون به زه بندد خدنگی بر کمان آید گران
گر متاع وصل شیرین را بدان نتوان خریدبر دل پرویز گنج شایگان آید گران
ترک دلجویی کند چون منفعل گردم ز لطفبر کریمان شرم روی میهمان آید گران
در غمی زد غوطه عرفی، کان غم لذت سرشتبر دل یاران سبک، بر دشمنان آید گران