گنج

غزل شمارهٔ ۴۶۷

قافیه: ندشکستیم۷ بیت
دل در شکن طرهٔ دلبند شکستیمصد نیش بلا در دل خرسند شکستیم
سودازده گی بین که دل هم نفسان راصد بار ز نشنیدن یک بند شکستیم
ما را بکن از عشق به زهر مژه ها یادکاین توبه به امید شکرخند شکستیم
از بس که شکفتیم ز تلخابه کشیدندر کام مگس چاشنی قند شکستیم
می کفت به یعقوب محبت که بسی مادل های پدر در غم فرزند شکستیم
دردا که از این عهد که دل با صنمی بستصد داغ نهانی به خداوند شکستیم
تا کام تو عرفی ثمرآلوده نگردددر باغ طرب نخل برومند شکستیم