گنج

غزل شمارهٔ ۴۶۶

قافیه: ازافتم۶ بیت
چند بر بستر از آن چشم فسون ساز افتمتکیه بر بالش و بستر کنم و باز افتم
پاسم ای شمع چه داری، نیم آن پروانهکه اگر بال بسوزند، ز پرواز افتم
بای شهباز سلامت بگشایید که مننی ام آن مرغ که در چنگل شهباز افتم
حیرت از بس که عنان تاب الم شد، بیم استکه ز انجام ره عشق به آغاز افتم
گفت و گوییست، بنازم به لب خاموشیکه اگر لب بگشایم ز سخن باز افتم
عرفی آرام مجو از دلم، آن رفت که مناز بر تکیه گه عیش به صد ناز افتم