غزل شمارهٔ ۴۵۸
خوش آن جهان چو من از داغ دل کباب شومزمانه را کنم آباد اگر خراب شوم
بر آن شدم که چنان آتشی برافروزمکه در میانهٔ آن تا ابد کباب شوم
دهان شیشه گشاد است، عشق نزدیک استکه بی نیاز ز کیفیت شراب شوم
چنان ز عشق مهیای تربیت شده امکه گر ز ذره نظر یابم آفتاب شوم
رسم به مقصد و عمداٌ نایستم از ننگبه هر طرف، چو همت، گران-رکاب شوم
چنان که همت عرفی سبک عنان کرده استبه گرد او نرسم گر همه شتاب شوم