گنج

غزل شمارهٔ ۴۲۶

کعبه بی ذوق است و یاران را وداعی می کنیممژده اهل دیر را کانجا وداعی می کنیم
گر حدیث عشق کم گویی تو با آسودگانجای منت هست، تحقیق صداعی می کنیم
زهر کو، خون جگر کو، شهد ناب و شیر چندصبر دشوار است، با رضوان نزاعی می کنیم
در سماع ای شیخ موج از آستین ما بریزدر شهادت گاه او ما هم سماعی می کنیم
شیوه های زاهدان گر در شمار دین بودغم مخور عرفی که ما هم اختراعی می کنیم