گنج

غزل شمارهٔ ۴۲۵

قافیه: مپرکردهایم۵ بیت
ما گریبان دل از گل های غم پر کرده ایماز شراب تلخکامی جام جم پر کرده ایم
مژده باد ای دل، نثار کام را آماده باشکز گل پژمردگی دامان غم پر کرده ایم
هیچ از این حسرت نمی سوزیم کز بازار فیضاهل دل جیب مراد و ما شکم پر کرده ایم
تیغ و سر درکف به سوی عشق رفتم، گفت روکز شهیدان عاقبت را از عدم پر کرده ایم
خوش برآ عرفی زمانی با الم خاموش باشکز هجوم ناله آزار الم پر کرده ایم