گنج

غزل شمارهٔ ۴۲۴

قافیه: ومیکنم۶ بیت
همت ای یاران که در دفع هوس رو می کنمبر لب کوثر به داغ تشنگی خو می کنم
آب حیوانم ز دنبال آید از ظلمت برونمن بر او خندان به سوی تشنگی رو می کنم
دل به وصل و من به بوی وصل نامحرم خوشماو گل و من خاک گلخن از ادب بو می کنم
باز دل را می فشارم در کف عشق صنمخون اسلامش چکان از هر سر مو می کنم
می فروشم داغ و نقد گریه می گیرم ز خلقمی ستانم آب و آتش در ترازو می کنم
آرزوی زخم جورش نیست عرفی حد منلیک دایم مشق بوس دست و بازو می کنم