گنج

غزل شمارهٔ ۳۵۹

قافیه: ایینکشد۷ بیت
آن که در راه طلب ماند و پایی نکشدگو سر رشته رها کن که به جایی نکشد
من خود از تربیت دل نکشم دست، ولیترسم این آئینه کارش به صفایی نکشد
آخر انصاف بده تا به کی از دست تهینگشاید کمری، بند قبایی نکشد
نکتهٔ عشق کجا، حوصلهٔ عقل کجاتحفهٔ شاه کسی پیش گدایی نکشد
هر که گردی نفشاند ز رخ همسفرانسعی او در ره مقصود به جایی نکشد
سرکشی عادت ما نیست بگویید که عشقلشکر برق به تسخیر گیایی نکشد
عرفی از نغمهٔ ناهید لب ناله مبندناله تا هست مرا دل به نوایی نکشد