گنج

غزل شمارهٔ ۳۳۲

قافیه: ینمیرد۷ بیت
به باغ عشق تذرو طرب حزین میردچو میوه خیز شود شاخ، میوه چین میرد
به کیش برهمنان آن کس از شهیدان استکه در عبادت بت روی بر زمین میرد
ز زخم کفر محبت نمی برد لذتهمان به است که زاهد به درد دین میرد
اجل نیامده مُردم، که خستهٔ غم عشقدو روز پیشتر از روز واپسین میرد
چراغ بزم یقینم نه شمع اهل دلیلکه از دمیدن افسون آن و این میرد
عبیر طرهٔ حورش غبار آئینه استکسی که گرد ره دوست بر جبین میرد
مزن ترانهٔ تحسین به شعر من عرفیکه شمع طبع من از باد آفرین میرد