غزل شمارهٔ ۲۵۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ننکشد۴ بیت
نغمه ای کز ره تاثیر به شیون نکشدبه سماعش دل ماتم زدهٔ من نکشد
دیت قتل من اینست که در روز جزابزنم دست به دامانش و دامن نکشد
جذبهٔ قهر تو ای ذره ندانم تا کیاز ته غمکدهٔ سینه به روزن نکشد
عاقبت درد همین است که در فصل بهاردل مرغان خزان دیده به گلشن نکشد