غزل شمارهٔ ۲۱۸
هر چند دست و پا زدم آشفته تر شدمساگن شدم ، میانهٔ دریا کنار شد
جز با گریستن مژهٔ در جهان نبودآن همه ز حرص دیدهٔ من ناگوار شد
عرفی بسی ملاف که بر چرخ تاختممردی کنون بتاز که بختت سوار شد
متنها از گنجور — سرایندگان سدهٔ سوم تا چهاردهم، همگی در مالکیت عمومی.
قلم ابر، طراحی رضا بختیاریفرد — با پروانهٔ استودیو، میزبانی محلی.
۲۳۹ سراینده · ۱۳۳٬۰۸۴ شعر · ۳٬۰۶۴٬۰۹۹ بیت و مصرع
ساختهٔ TheRight Agency