گنج

غزل شمارهٔ ۲۱۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انهنسازند۶ بیت
آنان که غمت مایهٔ افسانه نسازندبا همدمی محرم و بیگانه نسازند
افسانه مخوانید که مستان خرد سوزبا مصلحت مردم فرزانه نسازند
زنار نمودم به همه صومعه دارانتا دام رهم سبحهٔ صد دانه نسازند
تا حشر سراسیمه به هرکوچه درآیدگر خاک مرا خشت حرم خانه نسازند
آتش به دو عالم زده از ناز و مرا غمکز حسن تو بازیچه به افسانه نسازند
این سیل که بینم نمی از طبع تو عرفیظلمست که از خاک تو پیمانه نسازند