گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۰

دوش بختم دامنی در چنگ داشتدر گل روی نگاهم رنگ داشت
بس که می شد التماس دل قبول از تمنای شهادت ننگ داشت
در خیالم شکر بود و شکوه بودنغمه ام یارب کدام آهنگ داشت
عشق کی با جان من دشمن نبودشعله با خاشاک دایم جنگ داشت
نقشبند حسن عرفی ناز بودکز دل فرهاد نقش سنگ داشت