غزل شمارهٔ ۱۴۱
اصلاح پریشانی ام اندازه ی کس نیستاجزای مرا نسبت شیرازه ی کس نیست
سلمی طلبی چشم قدم شو که در این دشتغماز جرس همره جمازه ی کس نیست
ما شیونیان نغمه ندانیم که ما را گوشی است که بربسته ی آوازه ی کس نیست
ماییم و کهن برگ و بر باغچه ی عشقچشم دل ما بر ثمر تازه ی کس نیست
عرفی مرو از میکده در صومعه، کانجاکس را غم مخموری و خمیازه ی کس نیست